تبليغاتX
...شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
...شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم

دلم پرسید از پروانه یک شب ... چرا عاشق شدن درد عجیبی ست؟؟


منظره ی پشت پنجره

 

توي زندگي بعضي چيز ها بزرگ ، بعضي چيز ها کوچک ، بعضي چيز ها ساده

و بعضي چيز ها مهم هستند

بزرگ مثل عشق
کوچک مثل غم
ساده مثل من
   مهم مثل تو ...

 

در بیمارستان دو مرد را در اتاقی بستری کرده بودند یکی از بیماران اجازه داشت تا هرروز بعد از ظهر یک

ساعت روی تختش بنشیند. تخت او نزدیک پنجره بود اما بیمار دیگر نمی توانست هیج تکانی به خود دهد.

هر روز بعد از ظهر بیماری که کنار پنجره بود می نشست و تمام چیز هایی که بیرون ازپنجره می دید را

برای هم اتاقیش تو صیف می کرد بیمار دیگر در این مدت با شنیدن این توصیفات جان تازه می گرفت و

امیدوار می شد.

این پنجره رو به یک پارک در کنار یک رودخانه بود که در رودخانه مرغابیان در حال شنا و کودکان با قایق

هایشان در حال بازی بودند.فضای سبزی با درختان بلند و سر سبز...

همان طور که مرد کنار پنجره فضای بیرون را توصیف می کرد هم اتاقیش چشمانش را می بست و با مجسم

کردن این مناظر روحیه می گرفت و به بهبودیش امیدوار می شد.

مدتها گذشت تا اینکه یک روز صبح پرستاری که برای نظافت آمده بود با جسم بی جان مرد کنار

پنجره مواجه شد که چه آرام از دنیا رفته است. پرستار با ناراحتی آن مرد را از اتاق خارج کرد ...

هم اتاقیش از پرستار خواست که تخت او را در کنارپنجره قرار دهند.

بعد از جابه جایی... با زحمت بسیار خود را بلند کرد تا برای اولین بار صحنه ی بیرون ار پنجره را تماشا

کند...

او در عین ناباوری با یک دیوار مواجه شد .مرد با حیرت پرستار را صدا زد و پرسید :چرا هم اتاقیش مناظر

دل انگیزی را برایش تو صیف می کرده؟!!

پرستار گفت: شاید می خواسته به تو قوت قلب دهد چون آن مرد نا بینا بود و حتی نمی توانست این دیوار بلند

را ببیند!!

"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

دل نوشت: کاش میدا نستی آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ، خودش محتاج قطره ای از

باران محبت بود . . .

 

شنبه 23 آبان1388  توسط آرامش  |

 

دلتنگی

 

به نام خدایی که آفرید مرا و برای خوشبختی من تورا

 

عشق هدیه ی الهی ست ...توقف!!

چقدر به این جمله فکر کردیم و تا چه حد بهش ایمان داریم؟

زیباترین هدیه ای که میشه از خدا گرفت عشق هست.

امشب دلتنگ کسی هستم که تمام زندگیمه ...اون هدیه ی الهی خدا ست به من.کم کم چشم

و دل و قلب و یاد و همه و همه می شه عشق و زیبایی...مگه نه؟

به هر که می نگرم صورت تو می بینم

از این میان همه به چشم من تو می آیند

اگر عاشق بشین بس حکایت هاپیش میاد که هم شیرین و هم یه کوچولو بی نمک هستن اما

در کل با عشق همه باب میلتون می شن...

 

از دم صبح ازل تا آخر شام ابد

دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

سایه ی معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد

ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود

"""""""""""""""

بعد از مدتی طولانی دارم آپ می کنم. ساعت نزدیکای ۲صبحه و تو الان خوابیدی تا چند مین پیش

 داشتیم باهم صحبت می کردیم...کلی هم دلتنگگگگگگگگگگگگگگ بودیم  نزدیک ۴۰۰کیلومتر ازم

 دوری خدای من  ......انشالله به سلامت برگردی عزیزم

"""""""""""""""""""""""""

 

دوشنبه 11 آبان1388  توسط آرامش  |

 

عید فطر


                                                              

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد

روز عید است, سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد

ساقی از میمنت عید دهد باده صاف
جرعه گیرید چو معشوق به خم رهبر شد

مطربا نغمه عیدانه زن و دست فراز
که ز هر پرده نغزت هله ای دیگر شد

صد کنم شکر بر این عید که از عرش رسید
صد کشم رشک که ایام صیام آخر شد

فرصتی بود که این تیرۀ ِ دل صاف شود
نعمتی بود که بر تشنه لبان کوثر شد

آتشی بود که در سردی سوزان وجود
دم گرمی شد و در مجمر دل اخگر شد

وای بر ما که از این جام نگیریم لبی
حیف زان آتش اگر سوخت و خاکستر شد

حالیا عید شد و رونق می افزون گشت
مستی افزون کند این باده چو پر شکر شد

                                             

سلام به همه ی دوستای گلم عیدتون مبارک انشالله همتون همیشه شاد باشین

 و تمام طاعاتتون قبول درگاه حق باشه

یکشنبه 29 شهریور1388  توسط آرامش  |

 

اطمینان قلب

 

شبی یک کشتی بخار در حالی که دریا را می پیمود گرفتار طوفان شد.کشتی چنان تکان می خورد که

همه ی مسافران بیدار شدند همه وحشت زده بودند برخی فریاد می کشیدند و عده ای دعا می کردند.

دختر کوچک ناخدای کشتی نیز آنجا بود و با سر و صدا از خواب بیدار شد.از مادرش پرسید:مادر چه شده؟

مادرش گفت:طوفان غیر منتظره ای کشتی را گرفتار کرده است.کودک ترسید و با ترس پرسید پدر پشت

سکان است؟

مادرش گفت بله پدر پشت مکان است.دخترک با شنیدن این جمله به رختخواب رفت و ترس و

اضطراب را از خود دور کرد زیرا پدرش پشت سکان بود...

"""""""""""""""""""""""""""

ما همواره در زندگی به طوفان های گوناگونی برخورد می کنیم که ما را دچار ترس و نگرانی می کنند.

تنها کاری که ما باید انجام دهیم این است که رو به خدا کنیم و با اتکای کامل به او خودمان بگوییم:

       خدا سکان دار این جهان است و مرا بسیار دوست دارد کافی ست به او اعتماد کنم

 

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

یه چیزی بگم؟۲۰شهریورتولدمه  شهادت حضرت علی (ع).شانس را ببینیناما خب

اشکال نداره عوضش شب قدر هست.حتما دعاهام مستجاب میشه.

سه شنبه 17 شهریور1388  توسط آرامش  |

 

عشق خود می جوشد...

 

 

عشق مرگ نيست زندگی است. سخت نيست عين سادگی است

عشق عاشقانه های باد وگندم است . اولين پناهگاه کودکی.... آخرين پناهگاه آدمی است

زندگی زيباست حتی اگرکورباشی؟ خوش آهنگ است حتی اگر کر باشی مسحور کننده است

حتی اگر فلج باشی؟ اما بی ارزش است اگرثانيه ای عاشق نباشی

 اگر می دانستی دل ترک خورده ای با ياد چشمان بارانی ات شکسته تر می شود هيچ گاه به

عشق پشت نخواهی کرد

 اگر می بينی کسی به روی تو لبخند نمی زند علت را در لبان فرو بسته خودت جستجوکن

بدان عشق را درلحظه  لحظه های زندگی جای داده اند عشق را در جرعه جرعه ی لذت

زیبایی ها جای داده اند عشق را در چشمانت جستجو کن در دیده هایت در حس تنفس

زیباترینهایت در قلب دربوسه ها و در اشک

جایی نخواهد بود که عشق رد پایی نداشته باشد عشق داشتن زیباییهاست

داشتن آرامش است حتی در لابه لای پوسته ی ضخیم مشکلات زندگی

عشق را  در لبخندهاپیدا کن

 در لحظه ها عشق پنهان و پیدا پایکوبی می کند ! ببین و پیدایش کن وتا می توانی هم پای

 او برقص ...برقص و سرمست شو

 دل من می گوید لحظه را باید داشت عشق خود می جوشد...عشق خود می جوشد

 

 """""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

دلم نیومد توی وبلاگ نگم .۸شهریور تولد داداشمم بود خیلی خوش گذشت داداشم کلی ذوق کرده بود براش تولد گرفتیم دعا می کنم همیشه سلامت باشه هر چیزی که می خواد خدا بهش بده و انشالله به بهترین ها برسه جای خیلی ها خالی بود اما جای یه نفر که شیرین بازی های منو ببینه خیلی خیلی خالی بودبرای تو هم آرزوی بهترینها را دارم البته خدا یکی از بهترینها را قسمتت کرده

یکشنبه 8 شهریور1388  توسط آرامش  |

 

بی مقدمه ...تولدت

امروز تولد زیبا ترین عشق روی زمین هست نمی دونم میای وبلاگ خودت و

نوشته های منو بخونی؟یا نه؟الان دارم این آهنگ را گوش می دم

توهم این آهنگ را خیلی دوست داری مگه نه؟

 

تو خاموشی خونه خاموشه

شب آشفته گل فراموشه

بخواب که امشب پشت این روزن

شب کمین کرده روبه روی من

تب آلوده تلخ و بی کوکب

شب شب غربت  شب همین امشب

لایی لایی من به جای تو شکستم

تو نبودی من به سوگ من نشستم

از ستاره تا ستاره گریه کردم

از همیشه تا دوباره گریه کردم

لالا لالا  آخرین کوکب

 لباس رویا بپوش امشب

لالا  لالا ای تن تبدار

 اشکاما از رو گونه هام بردار

لالا لالا سایه ی بیدار

دست مهتابو دست من بسپار

لایی لایی من به جای تو شکستم

تو نبودی من به سوگ من نشستم

از ستاره تا ستاره گریه کردم

از همیشه تا دوباره گریه کردم...

 

گریه کردم ...همیشه می گی وقتی گریه می کنم خوشگل و  معصوم می شم

بیا نگاه کن دارم گریه می کنم ...دارم از گریه و بغض می ترکم...

-----------------------------------

همه ی این حرفها به کنار درسته روز تولدت اونی نشد که من می خوام اما می خوام بدونی که امروز از همه ی روز ها برام مهم تر و زیباتر بودوهست  خیلی برام مهم بود که امروز به زیبایی شروع و با آرامش تموم بشه می دونم میای و حرفامو می خونی امابه روی خودت نمی یاری می خوام بنویسم که عاشقتم برات می میرم و انقدر برام مقدس وارزشمند هستی که جوننم برات میدم دیگه خیلی عشقولانه شد بقیه حرفها را نمی شه اینجا زد وقتی پیشت بودم فریاد می زنم و می گم گرچه شاید هزاران بار گفتم...

می خوام با تمام وجود بگم عزیزم پاکترین عشق روی زمین

                لمس بودنت مبارک

 

چهارشنبه 4 شهریور1388  توسط آرامش  |

 

حرفهای داداشی

 

سلام امروز می خوام خیلی ساده بنویسم...

زندگی خیلی زیباست اگه خودمون بخوایم

عشق این نیست که کسی را دوست داشته باشی

عشق یعنی زندگی کردن در آرامش

عشق یعنی داشتن اعتماد به عشقت ...در عین سادگی

امروز با داداشم صحبت کردم خیلی حرفهای خوشگلی زدند

که همه ی حرفهاشون همیشه به یادم میمونه

امروز فهمیدم که:

راهی ست راه عشق که هیچش کناره نیست

آنجا جز آن که جان  بسپارند  چاره نیست

امروز معنای واقعی اعتماد را با تمام وجودم درک کردم

و این تقدیم به داداشی گلم:

زیباترین منحنی دنیا لبخند یه خواهر هست که  میگه به یادتم

 

شنبه 31 مرداد1388  توسط آرامش  |

 

همین جوری

 

زنها سه وقت گريه می کنن :

 ۱. وقتی فريب می خورن ! ۲. وقتی می خوان فريب بدن!!

۳.وقتی عاشق میشن!!

یکشنبه 25 مرداد1388  توسط آرامش  |

 

تو بگو

 

دوست داشتن خیلی زیباست ولی سخته خیلی سخت ...

مگه نه؟؟؟

شنبه 24 مرداد1388  توسط آرامش  |

 

آدمک عشق

                                           

                                                     **              ***              **                              

 

چشم  چشم  دو ابرو نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه خیس تو کو؟

گوش گوش دوتا گوش ، یه دست باز یه آغوش بیا بگیر قلبمو ، یادم تورا فراموش

 چوب چوب یه گردن ،جایی نری تو بی من! دق می کنم میمیرم اگه دور بشی ازمن

 دست دست دوتا پا ، یاد تو مونده اینجا یادت میاد که گفتی ، بی تو نمیرم هیچ جا

من؟  من؟  یه عاشق،پروانه ی بی پروا... همون مجنون سابق...

 

                      عكس تصویر تصاویر پیچك ، بهاربيست Www.Bahar-20.com

                           


جمعه 23 مرداد1388  توسط آرامش  |

 

 



کاش می دانستیم فرصت باهم بودن چه اندک است...هر روز به دنبال کسی هستیم که با او بتوانیم زندگی کنیم ...دریغا که نمی دانیم لذت زندگی با کسی است که بدون او نتوان زندگی کرد...من تو را در اوج دلتنگی یافتم بی آنکه از قانون عشق چیزی بدانم..بی آنکه به دنبال کسی برای زندگی باشم به تو وابسته شدم این منم همان یابنده ی عاشقی که بدون تو نمی توانم
دوستت دارم


 

هیس ساکت...دوست دارم....
نامه ای بی انتها
عشق واقعی
ما همه رهگذریم
سفر
همین جوری

 

منظره ی پشت پنجره
دلتنگی
عید فطر
اطمینان قلب
عشق خود می جوشد...
بی مقدمه ...تولدت
حرفهای داداشی
همین جوری
تو بگو
آدمک عشق

 

آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388

 

 

* شهر فرنگ از همه رنگ *
* متخصصين پي سي و موبايل *
* رباتیک و...نکته های جالب *
* هنوز نمی دانم *
* لیلی و مجنون*عشقی زیبا *
* بیا دریا شویم *
* همه انگار خوابند *
* یادداشت های پسر مجرد *
* اندیشه *
* سکوت"سعید" *
* ققنوس *
* یادداشت های مخابراتی والکترونیکی *
* کدومطبخ *
* عشقه *
* روزهای زندگی نازی *
* دفتر بابام *
* پاتوق سرا *
* رفیقان بی کلک *
* یوتاپ *
* بغض سکوت *
* ham3da *
* خدا یا نه؟ *
* پروانگی ها *
* عشق و خدا *
* کد آهنگ چی می خواین؟ *
* افکار محبوس *
* او بود که مرا ساخت *
* وانارسنا *
* amir puffy *
* دیگران (جالب)*
* گلبوته های کربال *
* لباس انسانها *
* آدم +حوا=...؟ *
* روزهای دلتنگی ما *
* گریه کن دلت سبک بشه *
* زیر تیغ *
* درد و دل عارفان *

 

هنوز نمی دانم

 


خداجون

RSS 2.0